بديع الزمان فروزانفر

185

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

النوم اخو الموت : حديث نبوى است . ( احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 5 ) . بيت اول راجع است به احوال مردم در حال خواب و بقيه‌ى ابيات وصف حالت بيدار شدن است از خواب محسوس بدين گونه كه چون در ابيات پيشين خواب را برهايى از دام تشبيه كرده بود در اينجا باز گردانيدن روح يا توجه آن را به احوال بدن ، تشبيه مىكند به حالت صيادى كه رشته‌ى دام را فرو هلد تا مرغ خود را آزاد پندارد آن گاه دام را فرو كشد و مرغ را بدان جا كه خواهد بكشاند . همچنين حق تعالى بر روح صفيرى مىزند و دام تعلق را فرو مىكشد و مرغ روح بقفس تن باز مىگردد و گرفتار تكاليف حيات و وظايف اجتماع مىشود و باز اين معنى را بمثال ديگر تقرير مىكند كه خداوند مانند اسرافيل كه صبحدم قيامت در صور مىدمد و ارواح مردگان با بدان آنها باز مىگردند و بپاى ميزان و حساب كشيده مىشوند ، با يك صفير اراده و حكم ازلى كه بمنزله‌ى دميدن صور است جانهاى مجرد و يا آزاد از قيود و تكاليف را در تن قرار مىدهد و تن را بروح آبستن مىسازد و تن را مانند اسبى كه از سفر باز آمده و زين و ساخت او را بر گرفته و بر آخر بسته باشند از سير و سياحت عالم خواب منقطع مىدارد و بر آخر تكليف و حدود جسمانى مىبندد و اين حالت رفتن و باز آمدن روح كه بامر خدا صورت مىگيرد نمودارى از مرگ و رستخيز است بدان مناسبت كه روح از بدن مىگسلد و باز به بدن مىپيوندد ، هر چند كه در حال خواب تعلق روح از بدن به كلى گسسته نمىشود و روح حيوانى در تن باقى مىماند و در مرگ آن تعلق بريده مىگردد و روح حيوانى هم از بدن خارج مىشود و بنا بر اين خواب برادر مرگ است و عين آن نيست و حديث نبوى نيز اشارتى بدين معنى است . و مصراع اول از بيت اخير ترجمه‌ى اين بيت است از زهير بن ابى سلمى شاعر معروف عرب :